الملا فتح الله الكاشاني
88
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ميفرمايد كه تو در خواب دو شيشه را نگه نميتوانى داشت اگر من بخوابم آسمان و زمين را كه نگه دارد * ( لَه ما فِي السَّماواتِ ) * مر او راست آنچه در آسمانهاست از مبدعات علويه * ( وَما فِي الأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از كاينات سفليه اين تقرير قيوميت او است و احتجاج بر تفرد او در الوهيت و مراد ب * ( ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * هر چيزيست كه در آسمان و زمين يافت شده است و داخل در حقيقت آن خارج از آن و متمكن در آن پس اين ابلغ از قوله ( له السماوات و الارض و ما فيهن ) خلاصهء معنى اينكه مجموع مكونات از آن او سبحانه است خواه آنكه او را مالكى بحسب ظاهر باشد يا نه چه همه ملك و مالك و غير آن از ما سوى در قبضه قدرت اويند * ( مَنْ ذَا الَّذِي ) * كيست آن كس كه او * ( يَشْفَعُ ) * درخواست كند از انبيا و ملائكه و غير ايشان * ( عِنْدَه ) * نزد او گناهكارى را * ( إِلَّا بِإِذْنِه ) * مگر بدستورى او كه اجازة شفاعت دهد اين بيان كبريايى شأن او است و دلالت بر آنكه هيچكس نيست كه مساوى يا مدانى او باشد چه هر گاه كه شفاعت و استكانت شخصى بدون اذن او سبحانه مفيد نيفتد پس چگونه عناد او مناصبت معاوق او سبحانه تواند بود ارباب تحقيق و اصحاب تدقيق گفتهاند كه حق سبحانه به اين آيه دل بندگان را بجانب خود جذب ميفرمايد عاجلا و اجلا گوييا فرموده كه اگر راغب دنيايى آن در قبضهء اقتدار من است پس از من خواه نه از غير من و اگر اميد كرامت آخرت دارى بشفاعت يكى از شفيعان آن شفاعت ايشان بفرمان منست پس در دنيا و آخرت ترا گريزى از من نيست مرويست كه گمان مشركان چنان بود كه اصنام شفعاى ايشان خواهند بود حقتعالى جهت رد ايشان فرمود كه هيچكس شفاعت شخصى نكند مگر باذن او سبحانه * ( يَعْلَمُ ) * ميداند خدا * ( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) * آنچه از پيش اهل آسمانها و زمينها است از امور اينجهان * ( وَما خَلْفَهُمْ ) * و آنچه در پس ايشان خواهد بود از كارهاى آن جهان و گويند مراد آن چيزيست كه احساس آن ميكنند و آنچه غافلند از آن يا آنچه ادراك آن ميكنند و آنچه ادراك آن نمىكنند و يا آنچه ميكنند و در آنند از خير و شر و آنچه خواهند كرد يا آنچه نزد ايشانست از خلق عالم صغرى و آنچه در پس ايشانست از خلق عالم كبرى و يا آنچه قبل از شما گذشته از امور دنيويه و آنچه در خلف شما است از امور اخرويه و گويند مراد به ما بين ايديهم هر چيزى است كه هنوز نيامده و واقع نشده كما يقال رمضان بين ايدينا و ما خلفهم عبارتست از ما مضى كما يقال ( فى شوال قد خلفنا رمضان ) و اينقول ضحاك است و بر هر تقدير ضمير راجعست بما فى قوله * ( لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * زيرا كه عقلا در ايشانند و يا راجع به آنچه قوله * ( مَنْ ذَا الَّذِي ) * دالست بر آن از ملائكه و انبيا * ( وَلا يُحِيطُونَ ) * و فرا نرسند آفريدگان * ( بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه ) * به چيزى از